محمد مهدى ملايرى
304
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بعضى انتشارات تفريحى بخورد ، و در هريك از اينگونه مسايل و مشكلات زبان - چه كوچك و چه بزرگ - قواعدى صريح و قاطع مبتنى بر اصولى مسلم به وجود آيد كه عدول از آن براى هيچكس جايز نباشد ، تا بدينترتيب نخست مرزهاى زبان و حدود تأثير قواعد آن مشخص گردد و آنگاه با استناد به آن اصول مورد اتفاق به استخراج احكام جزيى بپردازند . بنابر آنچه گذشت به نظر ما مهمترين قسمت اين دفترچه ، پيشگفتار آن است كه در آن چند اصل به عنوان مبانى روش واحد در شيوهء خط فارسى ذكر شده و اين وصول هرچند قاطع و صريح نيست و براى رعايت عرف و عادت به قيودى همچون « تا حد ممكن » و « هرجا كه مىتوان » و مانند اينها مقيد شدهاند كه معمولا در قواعد زبان جايى براى چنين قيودى نيست ، ولى باز قدمى است كه در اين راه برداشته شده است . منطبق بودن شيوهء خط با قواعد و موازين دستور فارسى و آسان بودن قرائت و تعليم و تعلم ، و كليت و شمول قاعده ، و يكسان بودن مكتوب با ملفوظ ، كه ضمن اين مبانى شمرده شده ، همه صحيح است ، هر چند اعمال همهء آنها براى رعايت عرف در همين دفترچه هم تا حدى به مسامحه گذشته است . و آنچه هم در ضمن همين مبانى آمده كه « كلمات عربى مستعمل در فارسى عموما تابع قواعد و مختصات زبان فارسى و استعمال فارسىزبانان است و هرجا كه مىتوان كار نوشتن اين كلمات را بر عامهء فارسىزبانان آسانتر و صورت مكتوب كلمهاى را با تلفظ آن سازگارتر و نزديكتر ساخت عدول از سنت رسم الخط عربى را گناه نابخشودنى نبايد شمرد » نيز هرچند ظاهرا فقط ناظر به شيوهء خط است ، ولى مىتوان آن را مبدأ و اساسى قرار داد كه نه تنها مسايل مربوط به خط بلكه بهطور كلى همه مسايلى را كه از آميخته شدن كلمات عربى با زبان فارسى ناشى شده براساس آن به بحث و مطالعه گذاشت و با تدبير و دورانديشى رويهاى اتخاذ نمود كه به تدريج و به ترتيبى كه با تحول طبيعى زبان هماهنگ باشد ميدان عمل قواعد زبان فارسى در همهء اجزاى كلام - چه آنها كه از ريشه و اصل فارسى هستند يا آنها كه از زبانهاى ديگر در آن پذيرفته شدهاند -